شمارهٔ ۱۱۰
صحبت معشوق انتظار نیرزد
بوی گل و لاله، زخم خار نیرزد
وصل نخواهم که هجر قاعدهٔ اوست
خوردن مِی، محنت خمار نیرزد
ز آن سوی دریای عشق گر همه سود است
آنهمه نسود آفت گذار نیرزد
این دو سه روز غم وصال و فراقت
اینهمه آشوب کار و بار نیرزد
روز شود در شمارم از غم جانان
خود عمل عاشقی شمار نیرزد