شمارهٔ ۱۱۳

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳
زهی مه‌رخ، زهی زیبا بنامیزد، بنامیزد
زهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزد
غبار نعل اسب تو، به دیده درکشد حورا
زهی سیرت، زهی آسا بنامیزد بنامیزد
ز شرم روی و دندانت خجل پروین و مه هر شب
زهی زهره، زهی جوزا بنامیزد بنامیزد
ز خجلت سرو قدت را همی‌گوید پس از سجده
زهی قامت، زهی بالا بنامیزد بنامیزد
من از عشق و تو از خوبی به عالم در سمر گشته
زهی وامق، زهی عذرا بنامیزد بنامیزد
سنایی سنایی