شمارهٔ ۱۵۳

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳
بیهوده چه نشینید اگر مرد مصافید
خیزید همی گرد در دوست طوافید
از جانب خود هر دو جهان هیچ مجویید
جز جانب معشوق اگر صوفیِ صافید
چون مایه همی در پی یک سود بدادید
آن‌گاه کنم حکم که در صرف صرافید
تا بر نکنید جان و دل از غیر دل‌آرام
دعوی مکنید صفوت و بیهوده ملافید
دارید سرای طایفه دستی به هم آرید
ورنه سرتان دادم خیزید معافید
سنایی سنایی