شمارهٔ ۳۱۳

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۳
ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن
شو خرد را جسم ساز و عقل رعنا را بسوز
تیغ محو اندر سرای نفس استکبار زن
گردن اندر راه معنی چند گه افراشتی
تیغ معنی را کنون بر حلق دعوی‌دار زن
گام زن مردانه‌وار و بگذر از موت و حیات
از دو کون اندر گذر لبیک محرم‌وار زن
از لباس کفر و ایمان هر دو بیرون آی زود
نرد باری همچو ابراهیم ادهم‌وار زن
سالکان اندر سلامت اسب شادی تاختند
یک قدم اندر ملامت گر زنی بیدار زن
سنایی سنایی