شمارهٔ ۳۲۸
ساقیا برخیز و مِی در جام کن
در خرابات خراب آرام کن
آتش ناپاکی اندر چرخ زن
خاک تیره بر سر ایام کن
صحبت زناربندان پیشهگیر
خدمت جمشید آذرفام کن
با مغان اندر سفالیباده خور
دست با زردشتیان در جام کن
چون تو را گردون گردان رام کرد
مرکب ناراستی را رام کن
نام رندی بر تن خود کن درست
خویشتن را لاابالی نام کن
خویشتن را گر همی بایدت کام
چون سنایی مفلس خودکام کن