شمارهٔ ۳۵۶

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۶
تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
چند از این لابه و فسانهٔ تو
شور و آشوب در جهان افگند
غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو
هیچ آشوب نیست در عالم
این چه فتنه‌ست در زمانهٔ تو
کعبهٔ عاشقان سوخته‌دل
هست امروز آستانهٔ تو
عاشقانت همی طواف کنند
گرد کوی و سرای و خانهٔ تو
ای همایون همای کبک‌خرام
دل عشاق آشیانهٔ تو
عاشقانت همی به جان بخرند
اندُه عشق جاودانهٔ تو
سنایی سنایی