شمارهٔ ۳۵۸

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۸
باز افتادیم در سودای تو
از نشاط آن رخ زیبای تو
دستمان گیر اللّه‌اللّه زینهار
زان که بنهادیم سر در پای تو
باز ما را جاودان در بند کرد
حلقهٔ زلفین عنبرسای تو
باز کاسد کرد در بازار عشق
عقل ما را لعل روح‌افزای تو
ما دوصد منزل دوان بازآمدیم
مردمی کن یک قدم بازآی تو
روی سوی عشق تو آورده‌ایم
گرچه آگه نیستیم از رای تو
با ملاحت خود سراسر نقش کرد
نیکویی بر روی چون دیبای تو
باز ما را عالمی چون حلقه کرد
آن دو چشم جادوی رعنای تو
مر سنایی را کنون تا جاودان
درپذیرَش تا بود مولای تو
سنایی سنایی