شمارهٔ ۴۲۹
دلم بربود شیرینینگاری، سروسیمینی
شگرفی، چابکی، چستی، وفاداری به آیینی
جهانسوزی دلافروزی که دارد از پی فتنه
ز شکر بر قمرمیمی ز سنبل بر سمنسینی
به نزد زلف چون مشکش نباشد مشک را قدری
به پیش روی چون ماهش ندارد ماه تمکینی
غم و اندوه جان من جمال و زیب روی او
ز من برخاست فرهادی از او برخاست شیرینی
نهد هر لحظه از هجران مرا بر جان و دل داغی
زند از غمزه هر ساعت مرا بر سینه زوبینی
به ناز آرد اگر گویم به زاری آن نگارین را
بخور زنهار بر جانم مکن بیداد چندینی