دوباره تو
وقتی به نام عاطفه آغاز میشوی
با بغض ناشکفتهٔ من باز میشوی
پر میکشی به سمت نگاه ستارهها
بالی برای لحظهٔ پرواز میشوی
گل میکنی قشنگ در آغوش کوچهها
در دست عشق، جاذبهٔ ساز میشوی
روی حضور پنجرهها اعتراف نور!
توی سکوت ثانیه آواز میشوی
تقسیم میکنی همهٔ بیتهای خود
در فصل شعر آیهٔ اعجاز میشوی
آری افق نشسته به روی نگاه من!
آنجاست که دوباره تو آغاز میشوی!!