شماره 12
هرشب همهی شور ترا چشم بهراهم
احساسِ قشنگیست که از چشم تو جاریست
تا دست مرا با همهی شوق، بگیری
دنیای خیالم پُرِ از شور بهاریست
در گوش من آواز تو و قصهی عشق است
با چشمِ تو، بینِ من و این شعر، قراریست
من زندهام و با تو و این قطعه عجینم
ای عشق بیا وقت شب و بادهگساریست
گیرم که هنوز از پیِ تو خانهبهدوشم
من مطمئنم با تو، غم و درد فراریست
تا بوده همین بوده، غزلبازیِ چشمت
احساس قشنگیست که از چشم تو جاریست