سر قرار

باور نکن ای دوست، نگار آمده‌است
از کوچهٔ عاشقان، بهار آمده‌است
آری، همه، خشم و مکر و درد است که باز
با جامهٔ نو، سرِ قرار آمده‌است
شیوا فرازمند شیوا فرازمند