شعر شمارهٔ ۳۴

میان آفتاب‌های دو‌به‌دو
همیشه ابری‌ست که زیر طغیان زمستان
بهار را بهانه می‌کند
تا روی نیمکت‌های خالی
تلاوت باران بشنود
مبادا ترک بردارد باورهایمان
عشق‌های فراموش‌شده
هیجان‌های خالی
آفتاب‌های همیشه ‌خسته
تکه تکه تکه
چیزی جز درد نیستند
می‌دانی؟
درد دارم همیشه
فراموش خواهم شد... .
شیوا فرازمند شیوا فرازمند