انتظار

هر روز زن‌هایی منتظر، در من می‌رو‌یند
که چشم‌هایشان
پر از آب و آتش است
و مرگ، ترانه‌ای‌ست که تا شب
همراهی‌شان می‌کند.
روزی هزاربار می‌میرند
روزی هزاربار برای زنده‌ماندن
تقلا می‌کنند
و شب در خیال فردایی سپید
چشم می‌بندند
شیوا فرازمند شیوا فرازمند