قول و قرار

فقط یک نفسِ دیگر
تا فصل پرواز...
تا چشم‌هایم را ببندم
و برای همیشه
تن بسپارم به پنجه‌های مرگ!
قرار شد خیابان به خیابان
آواز به آواز
نسل به نسل،
در چارچوب درد افسانه نشویم.
قرار شد فقط یک نفسِ دیگر
پرندگی‌ام را ببینی
بسپاری‌ام به مرگ،
پشت‌کنی به هرچه که بود
و آغازکنی دوباره بهار را
شیوا فرازمند شیوا فرازمند