شمارهٔ ۱۰۶

هر شرارت در جهان فرزند آدم می‌کند
بهر گرد آوردن دینار و دِرهم می‌کند
آبرو هرگز ندارد آن که در هر صبح و شام
پیش دونان پشت را بهر دو نان خم می‌کند
چون ز غم بی‌چاره گردی باده با شادی بنوش
کاین اساس شادمانی چارهٔ غم می‌کند
تکیه بر عهد جهان هرگز مکن کاین بی‌وفا
صبح عید عاشقان را شام ماتم می‌کند
زورمندان را طبیعت کرده غارت‌پیشه‌خلق
آفتاب از این سبب تاراج شبنم می‌کند
فرخی آسودگی در حرص بی‌اندازه نیست
می‌شود آسوده هر کس آز را کم می‌کند
فرخی یزدی فرخی یزدی