شمارهٔ ۱۷۰
به باد روی گلی در چمن چو ناله کنم
هزار خون به دل داغدار لاله کنم
ز بس که خون به دلم کرده دست ساقی دهر
مدام خون، عوض باده در پیاله کنم
به جد و جهد اگر عقدههای چین شد باز
من از چه رو به قضا کار خود حواله کنم
شدم وکیل از آن رو که نقد فیالمجلس
برای نفع خود این خانه را قباله کنم
منم که طاعت هفتاد سالهٔ خود را
فدای غمزهٔ ماه دوهفت ساله کنم
به غیر تودهْ ملت چو هیچکس کس نیست
چرا ز هر کس و ناکس من استماله کنم
ز بس که هر چه نویسم به من کنند ایراد
بر آن سرم که دگر ترک سرمقاله کنم