شمارهٔ ۱۹۸

گر شیخ ریا، رند قدح‌نوش نبود
گر شحنهٔ شهر، مست و مدهوش نبود
یک شمّه ز بی‌مهری او می‌گفتم
گر مُهر مرا بر لب خاموش نبود
فرخی یزدی فرخی یزدی