شمارهٔ ۶ - مسمط ذوقافیتین
چند سازی فصل گل در ساحت مشکوی کوی
خیز و کن در باغ ای ماه هلالابروی، روی
در کنار جوی جا با قامت دلجوی، جوی
کز شمیم مو دهی بر سنبل شببوی، بوی
وز نعیم رو به ری از سوری شبرنگ، رنگ
مقدم گل چون که بر عالم فرح افزود زود
سوختن باید ورا در موکب مسعود، عود
خواهی ار یابی تو در این جشن جانآسود سود
در گلستان آی و برزن بر فراز رود، رود
زین چمن بشتاب و بنما آشنا بر چنگ، چنگ
حالیا کز نو نموده باغ را آباد، باد
به که از پیمانه گیرم تا خط بغداد داد
مادر دهر این چنین روزی کجا آزاد، زاد؟
کز دو جانب میبرد در سایهٔ شمشاد شاد
ساقی از رخساره هوش و مطرب از آهنگ، هنگ
گشت دل را گرچه زلفت ای نکواندام دام
یا که صبحم شد ز گیسوی تو خونآشام شام
باز هم برخیز و ده آغاز تا انجام، جام
روی بنما تا بری یکباره از اصنام نام
پرده بگشا تا نمایی عرصه بر ارتنگ، تنگ