شمارهٔ ۱۶ - تهران - آذربایجان

فرخی یزدی » دیوان اشعار » دیگر سروده‌ها » شمارهٔ ۱۶ - تهران - آذربایجان
بود اگر تهران دمی در یاد آذربایجان
بر فلک می‌رفت کی فریاد آذربایجان
خاک خودخواهِ خطرخیزِ ریِ بی‌آبروی
داد بر باد فنا بنیاد آذربایجان
یسکر از بی‌اعتنایی‌های تهران شد خراب
خطهٔ مینووش آباد آذربایجان
از فشار خارج و داخل زمانی شاد نیست
خاطر غم‌دیدهٔ ناشاد آذربایجان
مکری و سلدوز و سلماس و خوی و ساوجبلاغ
سربه‌سر پامال شد ز اکراد آذربایجان
از ارومی بانگ هل من ناصروینصر بلند
کو معینی تا کند امداد آذربایجان
خصم خیره، بخت تیره، والی از اهمال سست
سخت اندر زحمتند افراد آذربایجان
نیست رسم داد کز بیداد شخصی خودپرست
کر شود گوش فلک از داد آذربایجان
کی روا باشد به بند بندگی گردد اسیر
ملت باغیرت آزاد آذربایجان
فرخی یزدی فرخی یزدی