شمارهٔ ۲۶ - نیز او راست
باغبان! زیر سروبن منشین
نه کجا سرو نیست نیست زمین
نه همه سایه زیر سرو بود
زیر شاخ سمن شو و بنشین
باغ تو پردرخت سایهور است
از پی خویشتن یکی بگزین
گرد آن سرو نارسیده مگرد
رنگ آن سرو نارسیده مبین
سرو را، دست باز دار به من
رحم کن بر دل من مسکین