خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
ساحت کون و مکان عرصهٔ میدان تو باد
زلف خاتون ظفر شیفتهٔ پرچم توست
دیدهٔ فتح ابد عاشق جولان تو باد
ای که انشاءِ عطارد صفت شوکت توست
عقل کل چاکر طُغراکش دیوان تو باد
طیرهٔ جلوهٔ طوبی قد چون سرو تو شد
غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد
نه به تنها حَیَوانات و نباتات و جماد
هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد