قطعهٔ ۱۴ - پاس ادب

رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۴ - پاس ادب
پاس ادب به حد کفایت نگاه دار
خواهی اگر ز بی‌ادبان یابی ایمنی
با کم ز خویش هرکه نشیند به دوستی
با عز و حرمت خود خیزد به دشمنی
در خون نشست غنچه که شد هم‌نشین خار
گردن فراخت سرو ز بر چیده دامنی
افتاده باش لیک نه چندان که همچو خاک
پامال هر نبهره شوی از فروتنی
رهی معیری رهی معیری