شمارهٔ ۲۱۵

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۱۵
نظر کردم به چشم رای و تدبیر
ندیدم به ز خاموشی خصالی
نگویم لب ببند و دیده بر دوز
ولیکن هر مقامی را مقالی
زمانی درس علم و بحث تنزیل
که باشد نفس انسان را کمالی
زمانی شعر و شطرنج و حکایت
که خاطر را بود دفع ملالی
خدایست آنکه ذات بی‌نظیرش
نگردد هرگز از حالی به حالی
سعدی سعدی