Amir Tabrizi
پیرزن و قباد
Amir Tabrizi • 1404/12/08 - 23:10
0 دیدگاه
روز شکار، پیرزنی با قباد گفت کاز آتش فساد تو، جز دود و آه نیست روزی بیا به کلبهٔ ما از ره شکار تحقیق حال گوشه‌نشینان گناه نیست هنگام چاشت، سفرهٔ بی نان ما ببین تا بنگری که نام و نشان از رفاه نیست دزدم لحاف برد و شبان گاو پس نداد دیگر به کشور تو، امان و پناه نیست از تشنگی، کدوبنم امسال خشک شد آب قنات بردی و آبی بچاه نیست سنگینی خراج، بما عرضه تنگ کرد گندم تراست، حاصل ما غیر کاه نیست در دامن تو، دیده جز آلودگی ندید بر عیبهای روشن خویشت، نگاه نیست حکم دروغ دادی و گفتی حقیقت است کار تباه کردی و گفتی تباه

دیدگاه‌ها

هنوز پاسخی برای این پیام ثبت نشده است. برای ثبت پاسخ بیتاس را نصب کنید و به جمع ما بپیوندید.