0 دیدگاه
گرچه میدانی زلالم چون جوانی سادهام
مثل اَشکم! آه... از چشمان تو افتادهام
مانده ردّی از غبارم بر مزار خاطرت
ترسم از بر باد رفتن! بیدلی دلدادهام
کارِ دنـیا را ببین، بد کردهای با دل ولی
من تقاص خوب بودن با تو را پس دادهام
هرچه از تو زخم خوردم هرگز از مهرت نکاست
تا هـمـیـشه مـن بـرای عاشـقی آمادهام
بیوفایم! راحت از من دور گشتن سخت نیست؟
گـرچـه مـیدانـی زلالم چـون جـوانی سـادهام...
علی صحرایی (کوثری)
دیدگاهها
هنوز پاسخی برای این پیام ثبت نشده است. برای ثبت پاسخ بیتاس را نصب کنید و به جمع ما بپیوندید.