عاشقم
کوتوال  ·  1405/03/23 - 11:43
0 دیدگاه
عاشقم ، همسفر با شب طولانی ، درد بی پناه در دل امواج خطرناکی سرد یک نگاه از تو کند معجزه، اوضاع عوض شب طوفان شب امن و شب نامردی مرد تو نباشی تک و تنها و اسیر غربت پرسه در کوچه و پسکوچه بدون همدرد بازگردو به سر چشم دلم پا بگذار بکن آزاد مرا از قفس این دل سرد بر نظربازی رندانه ی من پرده بکش چون خدائی که همه سِرّ مرا پنهان کرد تو بهانه ، تو وسیله ، سببی از اسباب تا ببینم غم یارو نشوم من بی درد بندگی برتو همه دارو ندارم ای عشق بپذیر آینه این زائر خود را چون گرد . احمد یزدانی

دیدگاه‌ها

هنوز پاسخی برای این پیام ثبت نشده است. برای ثبت پاسخ بیتاس را نصب کنید و به جمع ما بپیوندید.