دارم عزیزم آرزوی دیدنت را
چون دوست میدارم تو و خندیدنت را
می رقصی و خوشحال و خندانی همیشه
ای گل نصیب من بکن بوئیدنت را
دست از غرور خود بکش تو نازنینم
دلداده هستم هیکل و لرزیدنت را
هستی پلنگ صخره ها من در کمینت
هرگز نبیند چشم من ترسیدنت را
از یاد خود بردی چرا عهد و قرارت
من آرزو دارم ز شاخه چیدنت را
می مانم همواره کنار تو عزیزم
دیدم به رویاهای خود بوسیدنت را
وقتی که دامن میکشی من بهترینم
جان میدهم دیداری از چرخیدنت را
رنجم نده من طاقت دوری ندارم
خورشید من من عاشقم تابیدنت را
کوتاه نمی آیم از عشقت نازنینم
باید کنم جدّی تِز دزدیدنت را .
#احمد_یزدانی
دیدگاهها
هنوز پاسخی برای این پیام ثبت نشده است.
برای ثبت پاسخ بیتاس را نصب کنید و به جمع ما بپیوندید.