1 دیدگاه
وقت خشمت می شود «تیمور» ، " مور "
رفته «نادر» تا حدِ مقدور ، " دور "
چون به حرف آیی شود خاموش ، " موش "
گفته هایت را کند خرگوش ، " گوش "
می کُنی از بهر ما اندام ، " دام "
پیش زلفت می شود «خاخام» ، " خام "
این خبر را می زند نجار، " جار "
هست در اطراف تو بسیار ، " یار "
کاسه ات را می زند ابلیس ، " لیس "
هست بخش دوم ساندیس ، " دیس "
گشته ام از دست استدلال ، " لال "
رفته گویا از دلِ «خوشحال» ، " حال
شاعر: لاادری
دیدگاهها
برای ثبت دیدگاه بیتاس را نصب کنید و به جمع ما بپیوندید.