شمارهٔ ۳۱

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱
ماه‌رویا در جهان آوازهٔ آواز توست
کارهای عاشقان ناساخته از ساز توست
هر کجا نظمی‌ست شیرین قصه‌های عشق توست
هر کجا نثری‌ست زیبا نام‌های ناز توست
باز عشقت جمله بازان را چو تیهو صید کرد
هست عالی‌همت آن بازی که صید بازِ توست
صدهزاران دل فدا بادا دلی را کاو ز عشق
سال و ماه و روز و شب مشغول شاهدباز توست
دلبرا دل‌های مردان جمله ملک غنج توست
گل‌رخا جان‌های پاکان جمله ملک ناز توست
آسمان تند و سرکش زیردست و رام توست
روزگار تند و توسن دایهٔ انباز توست
هر کجا چشمی‌ست بینا بارگاه عشق توست
هر کجا گوشی‌ست والا عاشق آواز توست
سنایی سنایی