شمارهٔ ۴۹
روی تو ای دلفروز گرنه چو ماه است
زلف سیه زو چرا بدر دو تا هست
روی چو ماه تو گرچه مایهٔ نور است
موی سیاه تو گرچه اصل گناه است
شاه بتانی و عاشقانت سپاهند
ماه زمینی و آسمانت کلاه است
رسم چنان است که ماه راه نماید
چون که ز ماه تو خلق گمشدهراه است
موی سپیدم ز اشک سرخ چو خون است
روی امیدم ز رنج عشق سیاه است
حال تو ای ماهروی چیست که باری
دور ز روی تو حال بنده تباه است