شمارهٔ ۳۰۷

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۷
تخم بد کردن نباید کاشتن
پشت بر عاشق نباید داشتن
ای صنم ار تو بخواهی بنده را
زین سپس دانی نکوتر داشتن
چند از این آیات نخوت خواندن
چند از این رایات عجب افراشتن
نقش چین باید ز سینه محو کرد
صورت مهر و وفا بنگاشتن
چند از این شاخ وفاها سوختن
چند از این تخم جفاها کاشتن
خوب نبود بر چو من بیچاره‌ای
لشکر جور و جفا بگماشتن
زشت باشد با چو من درمانده‌ای
شرط و رسم مردمی نگذاشتن
در صف رندان و قلاشان خویش
کم‌ترین کس بایدم پنداشتن
سنایی سنایی