شمارهٔ ۳۳۶
صبر کم گشت و عشق روزافزون
کیسه بیسیم گشت و دل پرخون
میدهد درد مینهد منت
یار ما را عجب گرفت زبون
صنعتش سال و ماه عشوه و زرق
سخنش روز و شب فنون و فسون
پشت کوژ و تنم ضعیف شدهست
پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون
عقل با عشق درنمیگنجد
زین دل خسته رخت برد برون
حالم این است و حرص و عشقم پیش
راست گفتند ک «الجنون فنون»