تو با بارانی از روح غزل همراه می‌آیی
به شب‌های پر از دردم تو مثل ماه می‌آیی
تو را پیوسته می‌رانم ز خود با این که تنهایم
تو با دلتنگی‌ام اما همیشه راه می‌آیی
دلم گاهی شبیه گریه‌ای از درد می‌بارد
و تو حتی اگر شد لحظه‌ای کوتاه می‌آیی
حضور روشن و پاکت غزل می‌آورد وقتی
که تو ای بانی شعرم پس از یک آه می‌آیی
صفای ساده‌ات روییده امشب باز در قلبم
تو با بارانی از روح غزل همراه می‌آیی
شیوا فرازمند شیوا فرازمند