همیشهی تنها
شبیه شعر و غزلها شبیه دریایی
شبیه قلب منی و همیشه تنهایی
شکفته زخم شکستن به قلب تو اما
عزیز من تو به این دردها شکیبایی
برای حس رسیدن به آبی فردا
در این حوالی اندوه پر ز معنایی
مرا برای دل من به قصهها نسپار
تو خود که قصهٔ نوری شبیه رویایی
صدای ساکت چشمت دلیل رفتن نیست
تو با دو چشم پر از آه من همآوایی
دوباره با دل یخبسته میپرم سویت
تو مثل خندهٔ خورشید گرم و گیرایی
تویی تو رویش گلهای زندگی در من
قصیدهای به بلندای عشق فردایی
تو مثل باغ بهاری پر از ترانه و نور
شبیه شعر و غزلها شبیه دریایی