تو می آیی

تو در دنیای چشمانت هزاران کهکشان داری
و می‌آیی و همراهت بهار نور می‌آری
غزل‌باران احساس و دو بیتی‌های چشمانت
به دشت لحظه‌های انتظارم می‌شود جاری
تو خوب و صاف و ساده، مهربان و پاک و رویایی
به باغ سینه‌هامان غنجه‌غنچه مهر می‌باری
تبسم می‌شوی بر روی لب‌ها می‌زنی لبخند
میان قلب‌ها گل بوته‌های عشق می‌کاری
تو می‌آیی زسمت جاده‌های جلوهٔ اعجاز
تو که معنای عشق و آیه‌های سبز ایثاری
تمام زندگی چشم انتظار رویشی زیبا!
تو می‌آیی و همراهت بهار نور می‌آری
شیوا فرازمند شیوا فرازمند