ریشه می‌زنم به نور با صدای چشم تو
سبز می‌شوم شبی در هوای چشم تو
امتداد می‌کشم سمت آبی خدا
می‌رسم به آفتاب پابه‌پای چشم تو
جرعه‌جرعه می‌شوم در پیالهٔ دلت
ذره‌ذره می‌شوم آشنای چشم تو
تو سخاوت بهار شاعر امید و مهر
رقص می‌کند کلام با نوای چشم تو
بیت‌بیت لحظه‌ها با تو زنده می‌شود
جان تازه می‌دهد آیه‌های چشم تو
ای نجابت سپید سبز و تازه می‌شوم
می‌رسم به اوج عشق با دعای چشم تو
شیوا فرازمند شیوا فرازمند