ما گم شدیم...
در آسمان بدون تو نوری نماندهاست
سمت تو هیچ راه عبوری نماندهاست
پیچیده حسرتی به تن کوچههای شهر
آنجا که از تو رد حضوری نماندهاست
ما چون مترسکان سراپا شکستهایم
بیتو دگر عزیز غروری نماندهاست
اینجا کسی به فکر تپش در بهار نیست
دیگر برای عاطفه شوری نماندهاست
ما گم شدیم در طلب لحظهای سراب
در ذهنهای خسته شعوری نماندهاست
جاریست التهاب در این کورهراه درد
با رفتن تو تاب صبوری نماندهاست
برای امید کوچکم