بخت
خانم! سلام! بنده همان اشتباه بخت...
روییده در سیاهی این کورهراه بخت...
خانم! منم که تلخترین واژهٔ شمام
من، این کنیز گمشده در «چار راه» بخت
بر من حرام هرچه که خوشبخت میکند
بر من حلال سردی جانکاه چاه بخت!
دستم نگیر زخمیام از سرنوشت خود
آری نشسته بر دل من آه...! آه بخت
پیشانیام که پر شده از درد روزگار
قلبم پر از سیاهی نقش سیاه بخت
خانم! تمام زندگیام وقف دیگران!
حتی تمامٍ بودن من در تباه بخت!