نقاش

مرا شبیه خودم مثل یک ستاره بکش!
شبیه من که نشد خط بزن دوباره بکش
مرا شبیه خودم در میان آتش و دود
شبیه چشم و دلم غرق صد شراره بکش
و بعد دست بکش بر شراره‌ام یک‌شب
بسوز و قلب مرا پاره پاره پاره بکش
و زخم‌های دلم را ببین و بعد از آن
لباس بر تن این قلب بی‌قواره بکش
بخند! خندهٔ تو شعله می‌زند بر من
بخند و شعلهٔ من را به یک‌اشاره بکش
برای بودن من عشق را نشانه بگیر
و خط رد به تن هرچه‌استخاره بکش
ببین ستاره شدم با تو ای بهانهٔ من
مرا شبیه خودم! مثل یک ستاره بکش!
شیوا فرازمند شیوا فرازمند