مردی که...

شیوا فرازمند » غزلیات » مردی که...
مردی که خواب هر شبش تعبیر عشق است
زخمی نشسته بر دلش تقصیر عشق است
پهلو زده غم بر تمام خاطراتش
یعنی: همیشه، تا ابد، درگیر عشق است
در نقشه‌ی جغرافیای چشم‌هایش
یک وسعت بی‌انتها -پامیر عشق - است
آمیزه‌ای از درد و غم، بغض است و فریاد!
مردی که بر پای دلش زنجیر عشق است
شیوا فرازمند شیوا فرازمند