شعر شمارهٔ ۵
برای بار چندم
تکرار میشوم در بیکرانگی مسموم
و با چاقوی زهرآلود هرزه
برای بار چندم
تکهتکه میشوم
و پای درختی که میوههایش «من» است، دفن...!
برای بار چندم
جیغ میکشند مرا
تا بار بعدی
سیاه میشوند و سپید میشوم
سیاه میشوم و سپید میشوند
تکرار میشویم در بیکرانگی مسموم؛
چاقو کرم میشود...
بغض میشوم در حنجرهٔ زمین
لانه میشوم برای بار چندم...
و درخت آبستن من است