شعر شمارهٔ ۸
هرجا
دنبال تو
ـ از افقهای بیهیاهو
تا شرجی باریده بر تنم ـ
همیشه میدانستم
الههٔ چشمانم
مقدس نیست برای تو؛
میترسم از دربهدریهای هفت قرن
که تمام شده
در خیال زمین؛
رسم غریبیست
گشتن در پیِ خود،
نیمی از خیالم مال تو
برگرد که رسم غریبیست...