شعر شمارهٔ ۱۴

با خیال این‌که
می‌خندی مرا،
سوار اسب چوبی خاطره‌ها
اگرچه
هیچ بلد نیستم بچّگی کنم؛
فرقی نمی‌کند
وقتی که می‌خندی
تمام دنیا
در دست‌های من
جا می‌شود.
شیوا فرازمند شیوا فرازمند