جادهٔ ابریشم

شیوا فرازمند » اشعار سپید » جادهٔ ابریشم
پر از آواز عشق می‌شود لحظه‌هایم
وقتی در روشنای توت و ابریشم
زاده می‌شود پَرِ پروانه‌ات...
لحظهٔ عزیمت تنهایی
و حکایت آغاز دوست داشتن توست.
اصلا از همان ابتدا
از همان انعکاس واژ‌هٔ زندگی در جهان
شاعرانِ عشق می‌دانستند
نام تو
قرار است غزل شود در دیوانم
ای تمام تقویم تاریخ!
بی‌تاب در طناب‌زدن‌های پیاپی‌ام با تو...
بال بگشا
بیا
شیوا فرازمند شیوا فرازمند