آخرین بازدم

شیوا فرازمند » اشعار سپید » آخرین بازدم
عطر تو جاری‌ست
در هوای دلم
و گلبرگ‌های گلِ سرخِ یادگاری‌ات
می‌بارد در هیجانِ غروب‌های من،
دم به دم...
تمامیِ جاده‌ها
تمامیِ دشت‌ها
تمامیِ هرچه بود و هست
تو را صدا می‌زنند.
و من نیز
تا دمِ آخرین ترانهٔ نفس‌هام
تا دم به‌دمِ بازدمِ آخر
تو را
تنها تو را
صدا خواهم‌کرد...
شیوا فرازمند شیوا فرازمند