کشفیاتم را
می‌خواهم در میان بگذارم با شما
که اندوه تمام سال‌ها را
لابه‌لای ورق‌های تیره
در پیچیده‌ترین ابهام تاریخ خوانده‌اید.
اضطراب سی‌وپنج ساله‌ را
بالا می‌آورم
در تیک/تاک عصر سه‌شنبه
میان هجوم گریه و ترس...
یادتان می‌آورم
که چه‌قدر سنگ پیچیده‌اید در اندوه هزارسالهٔ سینه‌هاتان
تا ورق بخورد منشور هزارسالهٔ قرمز جگری.
در عصر دریغ و حسرتیم
در قرن امتدادهای کسل!
بی‌تفاوتی نسل‌ها
دارد از ریشه برمی‌کند
لهجهٔ باران و عشق را...
شیوا فرازمند شیوا فرازمند