گیر افتاده‌ایم،
بین هزارتوی این مسیر
_حدفاصل دو‌گریه_
توی قصه‌هایی بی‌سرانجام،
با زخم‌هایی که
بال پرواز را می‌بندند به قفس...!
گیر کرده‌ایم؛
گیر افتاده‌ایم...!
شیوا فرازمند شیوا فرازمند