باران تنهایی

شیوا فرازمند » اشعار سپید » باران تنهایی
نه شوقِ شکوهِ بهاری بودی
نه ترنم بلند کوهساران،
تنها،
تنهایی عمیقی بودی
باریده بر دشت
روییده بر صخره‌ها
خزیده بر گلوی چهل‌سالگی من
چونان طنابی کلفت و سیاه... .
شیوا فرازمند شیوا فرازمند