شمارهٔ ۱۸ - همو راست
بهشت روی منا گر همیروی به سفر
مرا ببر به سفر یا دل مرا تو مبر
مرا ز رفتن تو چند گونه دردسر است
وگرچه درد مرا تو همیندانی سر
یکی که تو ز بر من همیروی نه به کام
دگر که با تو دل من همیرود به سفر
چگونه باشد حال کسی که دلبر او
همی سفر کند اندر جهان و او به حضر
بیا و روی به روی من ای صنم بر نه
منه که روی تو بریان کنم ز تفّ جگر
اگر همی تو روی و دلم همیببری
برو بر آن که غمت خورد زینهار مخور