شمارهٔ ۱۵۹ - نهال آرزو

ای نهال آرزو خوش زی که بار آورده‌ای
غنچه بی‌باد صبا، گل بی‌بهار آورده‌ای
باغبانان تو را امسال سال خرمی‌ست
زین همایون‌میوه، کز هر شاخسار آورده‌ای
شاخ و برگت نیک‌نامی، بیخ و بارت سعی و علم
این هنرها جمله از آموزگار آورده‌ای
خرم آن کو وقت حاصل ارمغانی از تو برد
برگ دولت، زاد هستی، توش کار آورده‌ای
غنچه‌ای زین شاخه ما را زیب دست و دامن است
همتی ای خواهران تا فرصت کوشیدن است
پستی نسوان ایران جمله از بی‌دانشی‌ست
مرد یا زن، برتری و رتبت از دانستن است
زین چراغ معرفت کامروز اندر دست ماست
شاهراه سعی و اقلیم سعادت، روشن است
به که هر دختر بداند قدر علم آموختن
تا نگوید کس، پسر هشیار و دختر کودن است
زن ز تحصیل هنر شد شهره در هر کشوری
برنکرد از ما کسی زین خواب بی‌دردی سری
از چه نسوان از حقوق خویشتن بی‌بهره‌اند
نام این قوم از چه دور افتاده از هر دفتری
دامن مادر نخست‌آموزگار کودک است
طفل دانشور، کجا پرورده نادان‌مادری
با چنین درماندگی از ماه و پروین بگذریم
گر که ما را باشد از فضل و ادب، بال و پری
پروین اعتصامی پروین اعتصامی